توی همه‌ی رابطه‌ها

لحظه های قشنگ و زشت زیادی اتفاق می‌افته

اومدنا و رفتنا، قهرا و آشتیا

لحظه‌های خاص معاشقه یا دور شدنایِ بعنتیِ کشدار

حسادت، دلتنگی، دلهره، شرم، اعتراف، هماغوشی

و امان از یه وقتایی

که همه‌ی وجودت می‌خواد باشه و نیست

اینا و خیلی حسایِ دیگه، رابطه رو تشکیل می‌دن

و باعث می‌شن یه رابطه به سمت محکمتر شدن

دور شدن و یا حتی جدایی پیش بره

ندیده گرفته شدن، دروغ گفتن و شنیدن

درک نشدن، توقع بی‌جا و گاهیم خیلی بی‌جا

خودخواهی، همراهی نکردن، تنوع طلبی

بهانه و خیانت، که یکی از اساسی‌ترین

دلایلِ جدایی رابطه‌هاست

اما به نظرِ من

همه‌یِ اینا قابلِ چشم پوشی و گذشته

اگر ته دلِ آدما قرص باشه

چیزی که آدما بعد از مواجهه با هرکدوم ازین دلایل

باهاش روبه رو می‌شن و باعث می‌شه دیگه هیچی

شبیهِ قبل نشه، احساسِ عدم امنیته

احساسی که هربار می‌خوای ببخشی و بگذری

و دوباره از نو شروع کنی

مانع می‌شه و نمی‌زاره پیش بری

چون به واسطه‌یِ همین عدم امنیت

اعتمادت رو از دست دادی و مدام نگرانی

نگرانِ تکرار شدن

و از دست رفتنِ ته مونده‌یِ داشته‌هات

کاش وقتی به هر دلیلی می‌خوایم بریم

توی‌ همون تصمیم‌های اولیه بهش بگیم

و اجازه ندیم وسطِ چیزایی که شنیده و خاطره‌هاش

و چیزایی که از ریتممون احساس می‌کنه، گیر بیفته

که گیر کردن وسطِ این حال

سخت‌ترین گیر افتادنِ ممکنه

مراقب داشته‌هامون باشیم