من نمی‌توانم‌ دوست داشتنت را متوقف کنم

چیزی مدام در من می‌جوشد

که من توانِ توقفِ آن‌را ندارم

هرچه فکر می‌کنم

نمی‌فهمم چطور شروع شد

اما از این مطمئنم که تو

تبدیل به آدمِ مهمِ زندگی‌ام شده‌ای

من نمی‌توانم گذشتِ زمانِ زندگی را متوقف کنم

اما از این مطمئنم که می‌توانم هرروز

بیشتر از‌ قبل عاشقِ تو باشم

تو در باورِ من

حتی مرزهایِ عاشق شدن را هم جابه‌جا کرده‌ای

من پیش از تو یک نفر نبودم

هرروز و هر شب آنقدر با خودم حرف می زدم

که گاهی حس می‌کردم هزار نفرم

این عجیب‌ترین داستانِ واقعیِ زندگیِ من است

آمدی

من با تو جمع

و تبدیل به یک نفر شدم

مراقب داشته‌هامون باشیم