امید و بیسکوییتِ در چایِ داغ خیسانده شده
گاهی وقتها که زورمان دارد ته میکشد
امید، تنها نجاتبخشِ زندگیِمان میشود
بند بندِ وجودمان ماندن را فریاد میزند
درست مانندِ بیسکوییتی
که در چایِ داغ خیسانده شده باشد
برایِ خوشبخت شدن عجله نکنیم
اما وقتی شدیم، تمامِ توانِمان را
برای خوشبخت ماندن، مصرف کنیم
خیلی وقتها که آدمهایِ بسیار شاد را
به شدت غمگین میبینیم
از حس وحالِشان زیاد تعجب نکنیم
آنها در حقیقت دیگر انرژیِ کافی
برایِ پنهان کردنِ غمهایِشان ندارند
و وقتی کسی را یافتیم که دوستش داریم
دوست داشتنِمان را
آنقدر وحشی و بومی و ماندگار
به او گره بزنیم که اگر روزی مردیم
استخوانهایِمان هم
دوست داشتنش را فریاد بزنند
مراقب داشتههامون باشیم
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آبان ۱۴۰۳ ساعت 21:13 توسط
|