دلم می خواد امروز به همه کسایی که دوست داشتن و عشق رو فقط تو خوشی می شناسن و به محض پیدا شدن ابرای کوچیک کوچیک و سیاه، همه چیزو به هم میریزن بگم: هی فلانی ها، شما برای زندگی کردن و لذت بردن از زندگی ساخته نشدید.
با یه مقایسه ساده بین سالهایی که نه به خاطر کسی که این عین منت گذاشتنه، بلکه به خاطر ذات خود عشق با زندگی کنار اومدم، باز هم به جَرگه هنگ نشینان همیشگی می پیوندم و به زندگی تن در می دم. نه اجباری هست و نه زوری و نه حرکتی از سر سادگی.
همه از سر شعر و شعور
زندگی ناگزیر راه می ره و از حرکت نمی ایسته و این ماییم که باید به جایی از این زندگی بند بشیم و به حرکت ادامه بدیم.
پس چه بهتر که وقتی که خودمون رو به این جریان تموم نشدنی بند می کنیم لبخند به لب داشته باشیم، لبخندی از سر رضایت. و هرگز کابوس تموم شدن یه رابطه و لحظه خداحافظی رو به شیرینیه لذت بردن از یه عشق ترجیح ندیم.
که فرصت های زندگی انقدر کوتاهه که اگه از همه ش برای عشق ورزیدن و دوست داشتن و دوست داشته شدن استفاده کنیم باز هم زمان کم میاریم، چه برسه به این که بخش مهمی از زمانمون رو هم با تشویش و نگرانی بگذرونیم به جای غرق شدن تو واقعیتی به نام عشق.
هیچوقت برای بلند شدن نیاز به بهونه ندارم، هیچوقت نداشتم. بهانه نه اما دلایل خوبی دارم برای بودن. بارها زمینم زد این جریان باید ها و نبایدهای زندگی و من هر بار با یه انگیزه ازلی بلند شدم. شاید هیچی نتونه جای نگاه های دزدیده شده از سر عشق، چشمهای آسمونی و شیرین و نفسهایی که گاهی حتی بعد از شنیدن کلمه ای، بریده بریده می شن رو بگیره.

و حالا این شعر رو تقدیم می کنم به همه کسایی که دلشون برای صداقت یک عشق و یک عشق صادقانه می تپه:

گذشته ها را به قلم هدیه کردم تا بخونید وصف خستگی های درختی ام را

میوه هایم که طعمش را چشیده اید، ثمره ی پایبند بودن جسم و دلم به خاک است

خاکی که دیر فهمیدم دیگر بوی تعفن نمی دهد

اگر فکر کردید که من ، مجهولات دارم

یا عاشقی بازمانده ام که دستش به قطار عشق نرسیده

یا چیزهایی که از نداشته هایم برداشت می کنید، عقده هایم است

سخت در اشتباهید

هرزه بودن آسان ترین کار دنیاست و من عاشق سختیِ صادق ماندنم

هی فلانی ها

اشتباه آمده اید

زنگ بغل را بزنید

من هماره عشق را تجربه کرده ام

همین دیروز شاید

دوهفته قبل شاید

سال پیش شاید

همه سالهای عمرم عاشق بوده ام

حماقت است فکر کنیم منی که باور دارم جنسم از جنس نور و امیدو عشق است، عاشق نبوده ام گاهی

من می خواهم زندگی کنم

از همین دیروز، امروز در روز و در لحظه

می خواهم زندگی کنم

می خواهم زندگی کنم

مراقب داشته هامون باشیم