عشق ناب جاندار غار نشین
سلام
چند روز پیش یه دوستی به اسم دوره گرد ازم چند تا سوال کرد
راستش جالب بود برام.
انقدر عمیق پرسید که مدتی منو به خودش مشغول کرد
ازم پرسید:
کامران، دروغ گفتن و بی مهری از کجا شروع شد
نقاب زدن چی ؟
اصلا چرا شروع شد ؟ نیازی به وجود داشتنش بود ؟
این که این موضوع دروغ گفتن و نقاب زدن و ... عمومیت داره یا نه ؟
و این که تاکی ادامه پیدا می کنه و روزی می رسه که کلا تموم شه ؟
...
خب من حس می کنم هنوز هیچ کس به طور دقیق نمی دونه که از کی شروع شد.
اما حس می کنم از وقتی کلمه بوجود اومد
زمانی که انسانها برای بیان احساساتشون از کلمه استفاده کردن جای نگاه و حس
من حس می کنم وقتی فقط نگاه باشه و حس، دیگه نمی شه دروغ گفت.
همیشه حس می کنم "دوستت دارمی" که جاندار غارنشین شعرهای شاملو با نگاهش ابراز می کرد و جفتش رو سمتش می کشید، خیلی محکمتر ، صادقانه تر و تاثیرگزار تر از دوستت دارم های مثنوی گونه با قالبهای زیبای امروز باشه
دوستت دارم هایی که بی محابا و سلسله وار گفته می شن ، گاهی فقط برای به دست آوردن کسی و گاهی برای نزدیک تر شدن و گاهی برای کام گرفتن و گاهی هم برای ابراز عشق
که معمولا صداقت این آخری رو نمی شه تشخیص داد یا تو بهترین حالت دیر می شه تشخیص داد
این که چرا شروع شد:
شاید راحت طلبی و زیاده خواهی .
این که به حق خودمون قانع نبودیم .
زیاده طلبی سیرمونی نداره.
انگار کش میاد ظرفیت زیاده خواهی هامون.
مثل معده ای که زیادی توش بریزی . مدتی درد می گیره و بعد از مدتی کش میاد و دیگه نمی شه با کم قانعش کرد.
دیگه براش مهم نیست چی توش میریزی . جای کیفیت چیزی که توش قرار می دی ، کمیتشه که مهمه
حتی اگه پرش کنی از آشغال.
راجع به این که آیا تموم می شه یا نه من بعید می بینم .
اگه هم روزی قرار باشه کمرنگ بشه ،عمومیت نداره این تموم شدن .
اما حس می کنم کسایی که دنبال چون و چراش می گردن
کسایی که براشون مهمه صداقت داشتن ولو به قیمت پراکنده شدن نیمی از آدمای اطرافشون که یا می خوان ما رو شبیه خودشون کنن و یا سعی می کنن بی دلیل و بی هیچ منطقی شبیه ما بشن
شبیه شدن اصلا بد نیست اما این که به طور غیر واقعی سعی کنیم شبیه کسی بشیم تا توی چشمش بیایم و نزدیک شیم، تنفر انگیزه
و دوستت دارم هایی که مثل خیلی ازکلمه ها برامون مسئولیت میارن و ما بی محابا بی اونکه بدونیم بااین کلمه ها چقدربرای خودمون مسئولیت میاریم به کار می بریمشون
می تونیم این تموم شدن و انحصاری شدن و عمیق شدن رو تو خودمون بوجود بیاریم
شاید باید بدونیم تعمیق بهتر از تعدده
یه حضور عمیق بی توجه به جدید و قدیمی بودنش چقدر می تونه لذت بخش و آرامش بخش باشه
کسی که بتونی بی دغدغه سرت رو روی شونه های پر از آرامشش بگذاری و چشمات رو ببندی
بی دغدغه
امیدوارم این روزا با این هوای بی نظیر و تکرار نشدنی بهاری ، آرامش به خونه دلهای همه مون سر بزنه
مراقب داشته هامون باشیم![]()