های بانوی صاحب‌دل

قول بده كه هرگز نخواهی آمد

هرگز نيا

اگر بيايی

همه چيز خراب می‌شود

اگر بيايي

ديگر نمي‌توانم

اين‌گونه با اشتياق

به دريا و جاده خيره شوم

و ساعت ها و روزها در انتظارت بمانم

من خو كرده‌ام

به اين انتظار

به اين پرسه زدن‌هایِ شبانه

در كوچه و خيابان

قول بده كه هرگز نمی‌آيي

اگر بيايی

من باقی عمرم را

چشم به راه چه كسی بمانم؟

قول بده كه هرگز نيايی

من به تنهاييم خو كرده ام

مراقب داشته‌هامون باشيم