یه سال دیگه گذشت

یه سال رو با هم بودیم

خیلی نزدیک

با خنده های هم خندیدیم و با دردامون باریدیم

بارشی بی توقع ، بی دغدغه ، بی هراس از چون و چراهای معمول که " تو دیگه بزرگ شدی و مرد که گریه نمی کنه و تو دختر بزرگی هستی" و ...

یاد گرفتیم که درد هم می تونه زیبا باشه وقتی هم خوب ابراز بشه و هم خوب درک بشه و هم بدونی کسی هست که بشه بهش بگی هم درد

یاد گرفتیم که می شه زندگی کرد نه اینکه فقط زنده بود .

والا کافیه تو ارتفاع 150cm یه رودخونه یا حتی یه استخر آب شناور بشیم تا جاذبه ، خون تو رگهامون رو به پایین بکشه و فشار آب اون رو به بالا هدایت کنه و نیازی به تپیدن نداشته باشه قلبهامون.

یاد گرفتیم صبر رو ،

حس کردیم عشق رو ،

درک کردیم شیرینی صداقت رو ،

و باور کردیم هم رو .

تقریبا همه ماها از لخت بودن جلوی هم خجالت می کشیم. اتو کشیده ایم تو زندگی های بیرونی مون و یه کارمند خوب و یه مدیر خوب و یه همسر مودب هستیم معمولا

این تو سنت و آیین ماست که همیشه حجابی داشته باشیم .

پس چی بود تو این نوشته ها و اندیشه ها و ابراز ها که باعث می شد خصوصی ترین و جزئی ترین حالتها و دغدغه هامون رو بی اونکه حتی لحظه ای درنگ کنیم برای هم بگیم ؟ ؟

و چی بود که باعث شده بگذاریم بقیه ما رو همونجوری که هستیم ببینن ؟ ؟

همونجور که هستیم و همیشه حتی خودمون ازش فرار می کنیم .

نقد شدیم و نقد کردیم .

واضحه میون این همه صداقت و شفافیت بلاخره گره های کور و کدورت هایی پیش میاد بینمون .

مهم برخوردمونه و چیزهایی که این میون یاد گرفتیم از هم

و این" هم " وقتی بهش دقیق می شم می بینم که چقدر می تونه معنی خوبی داشته باشه.

و شاید گم شده زندگی خیلی هامون اگه شناخته و پیدا بشه و اگه از لابه لای چون و چراها و قواعد مسخره سطحی ، اون عمق لایزال رو کشف کنیم و بیرون بیاریم و قدر بدونیم ، عطر خوب زندگی رو برامون به همراه بیاره.

شاید معنی گم شده تو زندگی خیلیهامون تو همین کلمه " هم " نهفته باشه

همیت ، هم راهی ، هم دلی ، هم دردی ، هم صحبتی ، هم آوایی ، هم آغوشی و ...

بیایم یه قرار بارونی دیگه تو این روزای آخر سال بزاریم :

سال جدید رو از لحظه " یا مقلب القلوب والابصار " با یه عالمه کلمه و واژه و حس که با
"
هم " شروع می شه ، آغاز کنیم .

یه دنیا ازت ممنونم ، همِ من ...

هروقت به تو فکر می کنم

سال من نو می شود

توپ در می کنند توی قلبم

و ماهی تنگ بلور

پشتک می زند برای خنده هایت.

عید امسال هم

می توانم تنهایی سوت بزنم

همین که بدانم هستی

دور یا نزدیک

چه فرقی می کند؟

مهم این است که برای من هستی

وقتی به تو فکر می کنم

آسمان را " هم " پر از پرنده می بینم

سال نو مبارک

پی نوشت: تا 14 فروردین نیستم . عید به همگی خوش بگذره

مراقب داشته هامون باشیم