هر رابطه ای آفسایدهای خودشو داره
اوایل سالهای نوجوونی که بودم
نه مثل حالا کچل و چاق
توی کوچه و خیابون فوتبال بازی میکردم
تلاش و انگیزه م واسه بازی کردن انقدر زیاد بود که خیلی زود پام به زمین قانونی فوتبال باز شد
یادمه شب قبل از اولین بازی، تا خود صبح مست این دعوت بودم و بارها کارای خارق العاده ای که دوست داشتم تو زمین انجام بدم رو مزمزه کردم
اوایل بازی بود و من منتظر اولین فرصت که خودمو نشون بدم؛
که یهو فریاد چند نفر میخکوبم کرد:
از آفساید برو بیرووووووووون
برو بیرووووووووون
تا آخر اون بازی بارها این اتفاق افتاد و من هربار بیشتر دویدم و تلاش کردم تا خودمو از آفساید بیرون نگه دارم
با سرعت عجیبی می دویدم
اما هر طرف که می دویدم، باز بودن کسایی که داد بزنن: از آفساید برو بیرووووووووون
می دونین رفقا،
اعتراف میکنم که هیشکی به من نگفته بود و من اصلا نمیدونستم آفساید چیه
فقط بیهوده می دویدم و می دویدم ومی دویدم و تهش من موندم و نرسیدن و من موندم و یه بازی ناکام...
رابطه های الان خیلی شبیه بازی فوتباله
هر رابطه ای آفسایدهای خودشو داره
کاش از همون ابتدا، قبل از گره خوردن نگاه ها و دست ها و دل ها و لب ها و تن ها، آفسایدهای رابطه رو شفاف به هم یاد بدیم و گوشزد کنیم
وارد بازی که شدیم، هرقدر هم بدویم، نمی تونیم از آفسایدهای ناشناخته ش بیرون بزنیم و یه جا مجبوریم بازی رو به هم بزنیم
با این فرق که اونوقت این بازی نه تنها برنده نداره،
که دوتا بازنده داره
و آدمایی که از اون به بعد، جای همبازی شدن، همدیگه رو بازی می دن
.
.
#مراقب_داشته_هامون_باشیم