آدم‌های زیادی رو دیدم که درست یا نادرست "آدم زندگی‌شون" رو انتخاب کردند. آدمایی هم دیدم که اعتقاد داشتن تنها یک عشق در زندگی‌شون وجود داشته ولی بعدها به این نتیجه رسیدن که حس بالاتری رو با فرد دیگری تجربه کردن. من به این نتیجه رسیدم که دوست داشتن در زمان تعریف می‌شه. یعنی می‌شه در زمان‌های مختلف، شکل‌های متفاوتی از احساس دوست داشتن رو تجربه کرد. یک شاهد این گفته عمیق‌تر شدن احساس بین زوج‌ها در طی زمان است. چیزی که به شناخت و رشد دو طرف بستگی داره.

در تئوری هر دو آدمی در روی این کره خاکی می‌تونن شادمانه و عاشقانه با هم زندگی کنن به شرطی که هر دو"بخوان" و "مهارت"های لازم رو داشته باشن. نوعی هماهنگی در این بین لازم هست. بسیاری از خصوصیات ارزشمند یک نفر که دیگران رو جذب می‌کنه، اکتسابیِ. این روزها خصوصیات ظاهری یا جای خودش رو به خصوصیات شخصیتی داده‌ یا در مواردی قابل تغییر شده. اما مهارت‌ها بعنوان توانایی‌های مثبتی در نظر گرفته می‌شه که حس "اطمینان" از ادامه ارتباط رو فراهم می‌کنه. بسیاری از کسانی که مورد توجه افراد بیشتری در جمع قرار می‌گیرن مهارت‌های بیشتری نسبت به بقیه دارنن. این خصوصیات می‌تونن مهارت در ایجاد و حفظ ارتباط، حل مشکلات، ابراز احساسات، تفکر عاقلانه، انعطاف پذیری، پشتکار،‌ خلاقیت، خوشحالی، قاطعیت، آینده نگری، ریسک پذیری، شجاعت، همدلی، همراهی و چیزهایی از این دست باشن. بسیاری از آدم‌ها هم جذب این خصوصیات می‌شن و بعد به این نتیجه می‌رسن که عاشق شدن. به این ترتیب "خواستنی" برای بودن با یک فرد در وجودشون شکل می‌گیره.

بسیاری از خصوصیات لازم برای یک زندگی عاشقانه، اکتسابی هستن. کسب مهارت نوعی از تغییر . تغییر می‌تونه هم ما را دوست داشتنی‌تر و هم عاشق‌تر بکنه.

واسه نگه داشتن زندگی مشترکت با همسر و یا یک رابطه عاشقانه با یک دوست همیشه باید به تغییر فکر و عمل کرد . قرار نیست این تغییر خیلی کلی باشه.

گاهی حتی یه تغییر کوچیک تو آهنگ خنده ما مدتها جفتمون رو به باور خاصی از حس مالکیت
می رسونه . و ما به این حس نیاز داریم .

مراقب داشته هامون باشیم