دچار مشكل شده ام

با تمام كافه هاي بي "تو"

و تمام نيمكت هاي بي "تو"

دچار مشكل شده ام

وقتي به جاي "تو"

تنها خاطرات "تو" همراه من است

دچار مشكل شده ام

وقتي تمام كوچه هاي شهر

هنگام قدم زدن

تنهايي مرا به سخره ميگيرند

دچار مشكل شده ام

وقتي كه باران

به جاي لبريز كردن

تنها، خيسم مي كند

دچار مشكل شده ام

بي "تو"

حتي بازوان خودم هم

مرا در آغوش نمي گيرند

دچار مشكل شده ام

اين همه مشكل، واقعا عجيب است

و عجيب تر آنكه

اين همه مشكل

تنها با حضور "تو" حل ميشود،

"بانوي صاحبدل"

 

 

مراقب داشته هامون باشيم