خواب هایم بوی "تو" را می گیرند
خواب هایم بوی "تو" را می گیرند
نکند آن دورتر ها
نیمه شب
در آغوشم می گیری؟
...
حالا دیگه درد داره این نوشته م
وقتی بیدار شی و ببینی دیگه نیست تو آغوشت
ببینی باز پناه بردی به رویا
ببینی نمی تونی حساب کنی رو هیچی، رو هیشکی
ببینی شد همون که همیشه ازش می ترسیدی
ببینی گودی بین شونه و سینه ت باز خالیه
با این تفاوت که این بار جای خالی گودی بین شونه و سینه ت، بدجور می سوزه
درد داره زمین خوردن
و هر قدر تو آغوش کسی پرواز کنی
زمین خوردنت
سخت تر می شه و استخونای احساست، له تر
پی نوشت: شاید جای زخم هر حرفی و هر برخوردی و هر اتفاقی خوب بشه. کمی دیرتر و کمی زودتر. اما جای بی انصافی و محکوم شدن به جرم نکرده، هیچوقت خوب نمی شه
مراقب داشته هامون باشیم
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم دی ۱۳۹۴ ساعت 9:41 توسط