شده تا حالا حس کنین تنهایی هم تنهاتون گذاشته ؟

من گاهی این شکلی می شم

اما الان حس می کنم دیگه تنها هم نیستم

انگار یکی هست

یکی که همش میره یا...      میاد

نمیدونم هست یا نیست

اگه نبود خیالم جمع بود که تنهام، که نیست

اما هست و نیست

میبینمش گاهی

اما نیست

کاش نمی دیدمش هرگز، اما بود

بودنش رو دوست دارم

وجودش آرامشم بوده

مثل یه عروسک، از این عروسکایی که چشماشون حرکت می کنه و کنترل چشماشون دستمونه، فقط انگار چشماش مال منه

کاش صداشم مال من بود

کاش عشقشم مال من بود

کاش وقتش هم مال من بود

کاش من نفر اول زندگیش بودم هنوز

دوسش دارم اما نگاش نمیکنم

میترسم

میترسم بازم از نگام بفهمه هنوزم منتظر همون آدمم

همیشه ازین کاش متنفر بودم

اما کاش مال من می شد

حتی یه مدت کوتاه ها، اما مال من میشد، مال خودِ خودِ خودم

که دیگه هی تنم نلرزه

که دیگه هی قلبم نلرزه

و نشونه هایی که دیگه حتی نیاز به دنبال کردن هم ندارن، انقدر همه چیزم رو زیر سوال نَبَرَن

حتی برای مدتی

کاش

کاش ایــــن همه کاش نداشتم

 

 

مراقب داشته هامون باشیم