باور کنیم که اعتماد هم به اندازۀ نفت، ثروت ملیِ
سلام
همۀ ماها لزوم حضور یه دوست رو توی زندگیامون حس کردیم
دوستی که اگه حتی هیچ کاری هم از دستش بر نیاد، همین که فقط و فقط صادقانه به حرف آدم گوش بده و قضاوت نکنه، شاید بزرگترین باررو از روی دوش ما برداره
یه دوست، که هرچی تو دل آدم سنگینی میکنه بتونی پیشش بیرون بیاری
شاید خیلی مهم نیست این دوستِ آدم، صفحات سرد دنیای مجازی باشه که فقط درد دل هامون رو توش می ریزیم یا کاغذای بی گناه یه دفترچه که بی رحمانه با حرفا و دردامون، بارشون رو سنگین می کنیم
مهم نیست این دوست یه دوست مجازیه که هرگز اهمیت نداره چه شکلیه و کیه و کجاست وچند سالشه و چه شرایطی داره، و یا یه دوست ملموس که می تونی مدتی رو باهاش رو نیمکت کهنۀ یه پارک و یا گوشه یه کافی شاپ بشینی و حرف بزنی
کاش یادمون باشه با اینکه قرار نیست این دوستا و این دوستیا همیشه به عشق، علاقه، نیاز، وابستگی، ازدواج و خیلی چیزای دیگه بکشه و با این که خیلی وقتا رفاقتای اینجوری تو هیچ قاعده و قانون نوشته ای نمی گنجه و ظاهرا مورد توجه خیلی ها نیست، اما هر ارتباطی چه اینجا تو ایران عزیزمون، چه تو بورکینافاسو چه اتیوپی و چه تو ناف یه کشور متمدن و پیشرفته، نیازمند یه سری چیزهای فراموش نشدنی هستن
خیلی وقتا ما قاعده شکنی می کنیم، خیلی وقتا حس می کنیم نیاز به تصمیمی غیر از اونچه همه فکر می کنن درسته داریم، خیلی وقتا خلاف جهت آب شنا می کنیم، اما خوبه یادمون باشه هیچ شرایط و هیچ قانون و هیچ هنجار شکنی ای، به ما این اجازه رو نمی ده که به هم دروغ بگیم، که یک رو نباشیم، که از حسای نداشته و علاقه های اغراق شده حرف بزنیم، که یا سیاه باشیم یا سپید
تعادل، همیشه برتری داره به این همه احساس اغراق شده
کاش بدونیم خیلی وقته داشتن هر چیزی، تاکید می کنم "هر چیزی" دیگه نیاز به تیپ خوب و ماشین و خونه و پول و امکانات خاص نداره
کاش بدونیم اگه اهل خرید هر چیزی ولو محبت و عشق و [ بــیـــــــــــــــــب ] باشیم، می شه خیلی آسون، خیلی چیزا رو خرید
پس دیگه نیازی نیست برای داشتنشون از عشق بگیم، پای مولانا و شمس رو وسط بکشیم، به فروید، هگل، دکارت و دانته آویزون بشیم و ادعای شناخت شعر و موسیقی بکنیم و پای نسیم خنک روح رو به حرفامون باز کنیم
خیلی چیزامون رو به مرور از دست دادیم، نه می دونم و نه مهمه که مقصر کیه، اما مهمه از همین ته مونده هایی که برامون باقی مونده مراقبت کنیم
که عشق نمیره، که اعتماد لای ملافه های سپید، سر بریده نشه
اعتماد، گم شدۀ این روزای خیلی از ماهاست، یادمون باشه همه بهش نیاز داریم و بچه هامون بیشتر
و همونجوری که گاهی و فقط گاهی در حد شعار هم که شده فریاد می زنیم که نفت رو درست مصرف کنیم چون سرمایۀ ملی مونه و باید برای بچه هامون هم باقی بمونه، به یاد داشته باشیم که اعتماد هم از حیاتی ترین نیازهای روحیِ بچه هامونه و باید به اونها هدیه ش بدیم
ته نکشیده اما کمرنگ شده، بیایم و از همین امروز با رفتارامون یه مقدار اعتماد برای اونها باقی بزاریم
نه مثل یه کادوی پیچیده شده تو زرورق های رنگی از جنس حرف و شعار، که با عمل به ابتدایی ترین قواعد سادۀ زندگی
باور کنیم که بچه هامون انقدر وسیع و عمیق شدن که فرق بین حرف و عمل رو خیلی خوب درک کنن
مراقب داشته هامون باشیم